29
توی ذهنم مدام قطعه پیانویی پخش میشود که اندوهی عمیق پشت هر کدام از نتهایش است. تاریخ 16 آذر 96 است، تنهایم. از صبح تا همین چند دقیقه پیش داشتم ترجمه کتابی را بازخوانی میکردم که از انتشارات برایم فرستادهاند، از سیصد و خوردهای صفحه صد تایش باقی مانده. حوصلهام سرجایش نیست. قدری به سهشنبهای که گذشت فکر کردم و اینکه باید چه کنم در مواجهههای بعدی، نتیجهای نداشت. شدهام آدم دست و پا بستهای که دلبسته هیچ نیست و همین هم دلهرهآور است، دلبستگی که نداشته باشی ممکن است به هر چیزی تن بدهی تا از این تهوع همیشگی خلاص شوی و این دلهرهآور است، دلهرهآور است...
+ تاريخ پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت نويسنده من |
برچسب:
نویسنده: کاوه رحمانی