خرید بک لینک

درباره سایت

سی و سه

آخرین مطالب

امکانات وب

33

یکی از آن اتفاقات جالب درباره من این است که همیشه وقتی دامنه یک رابطه از مسائل غیرشخصی کشیده میشود توی زندگی شخصیام، از همان دقیقه اول همه را متعجب میکند. خب من هیچوقت اصراری ندارم همه آنچه هستم را توی جمعهای حرفهای مثل محل کار یا دانشگاه یا توی جلسهها نمایش بدهم. معمولاً توی اینجور جمعها آدمها سعی میکنند چیزی از خودشان ارائه دهند و تواناییها و داشتههایشان را به رخ بکشند، اما من برعکسِ همه ساکت هستم، نگاه میکنم، تحلیل میکنم و سکوت میکنم. بعضی وقتها میشود که شخصی توی آن جمع من را بشناسد و بعد متعجب از نوع رفتارم، به بخشی از "داشته"های من اشاره کند، اما خودم ساکتم و لبخند میزنم... سهشنبه عصر که پای یکی از رابطهها به دایره زندگی شخصیام باز شد، چشمان تعجبزده ش. را دیدم که نگاه میکرد به من. باور نمیکرد بعضی چیزها را و من هم ابداً سعی نکردم برای اثبات کردنشان، گفتم و گذشتم. سیگار سوم را که بین حرفهایم آتش زده بودم، پاکت را برداشت و گذاشت آن طرف میز و گفت "اصلا به تو و ظاهرت نمیآید، فکر میکردم همیشه فقط درس خواندهای". و خب همین بزرگترین دلیل زندگی خالی از آدمِ من است، همیشه از دور فکر میکنند شخص نچسبی باشم و همین مانع میشود، خودم هم که اساساً رغبتی نشان نمیدهم برای تغییر این تصویر و نتیجه همین است، سیسال سن و تعدادی کمتر از انگشتان یک دست آدم که گذارشان افتاده توی زندگی شخصی من و میشود بهشان گفت دوست...

+ تاريخ جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶ساعت نويسنده من |


برچسب: نویسنده: کاوه رحمانی تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

صفحه بندی